شمارهٔ ۴۳۶ - ستایش سرای مجدالدین ابوالحسن عمرانی
این همایون در فرخندهسرایتا ابد باد در اقبال به پای
چوبش ایمن شده از فرسودنزیر این گنبد گیتیفرسای
اندرو خاصیت مغناطیسکاهن از طبع درو گیرد جای
نتوانند ز رفعت پیمودآستانش انجم گیتیپیمای
لفظ و معنی صریرش همه اینمرحبا خواجه درآ خواجه درآی
مجد دین بوالحسن عمرانیکه زاحسانش سرشته است خدای
آسمانی نه به تدبیر به قدرآفتابی نه به تحویل به رای
کان چو قدرت نبود روزافزونوین چو رایت نبود نورافزای
ای تصاویر سخا را قلمتگشته ز انگشت کرم چهرهگشای
دشمنانت همه انگشتگزایدوستانت همه انگشتنمای
دست تو گلبن باغ کرمستبلبل کلک برو وحیسرای
تا فلک در پی تحصیل کمالدایم از شوق بود ناپروای
کار از روی بزرگی و شرفکارفرمای فلک را فرمای
طبل بدخواه تو در زیر گلیموز غم حادثه نالنده چو نای