گنج

شمارهٔ ۴۲۴ - شراب خواهد

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: نه۱۴ بیت
ای بر سر سروران یگانهبحر کرم تو بی‌کرانه
سیمرغ جلالت تو کردهبر قبهٔ عرش آشیانه
می‌گیر جهان به روی خنجرمی‌بخش به پشت تازیانه
گر قصهٔ بنده را کنی گوشآن سود ترا بود زیان نه
در خانه نشسته بود داعیمخمور ز بادهٔ شبانه
در کنج خزیده چون کشیشیآتشکده کرده تاب‌خانه
وز بهر شراب لعل در پیشسیب و به و نقل خسروانه
وز بهر کباب کرده بر سیخکبک و بط و تیهو و سمانه
ساقی و شراب و شاهد خوبشمعی دو نهاده در میانه
زین جمله که گفته‌ام ندارمجز سبلت و ریش ابلهانه
از میر شراب و شاهد و شمعدریوزه کنم بدین بهانه
اسباب معاشرت مهیااز لوح کمانچه و چغانه
طنبور و کتاب و نرد و شطرنجچنگ و دف و نای و شاخ و شانه
بنهاد به پیش انوری راگنجشک و کبوتر کلانه