شمارهٔ ۴۱۹ - طلب قبا از مخدوم کند
شهاب دولت و دین ای کسی که هست مدامنیاز راز تو عید و سؤال را روزه
ستاره را ز رواء تو کیک دریاچهزمانه را ز سخای تو ریگ در موزه
ز سرخرویی توفیق تست نزد خردسپید کار و سیه کاسه چرخ پیروزه
ز آبروی سخای تو روزکی چندستکه آز را بنبشته است آب در کوزه
ز تست پستهٔ سربستهٔ سپهر حرونسبک اجابت و نازکشکن چو چلقوزه
بدان که موسم آنست مثل و جنس مراکه روز چند برآرند رنگ بربوزه
عجب مدار که اندیشهمندیی دارمبه تازه کردن این کهنههای نادوزه
زداه ریزهام آکنده خانهایست چو گورهمه دو دست به هم برنهاده چون کوزه
اگر کرامت و دلسوزیی کنی چه عجبکه باد عالمت از دوستان دلسوزه