شمارهٔ ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمان
ای خدایت به پادشاهی خلقاز ازل تا ابد پسندیده
ابد از کشتزار مدت توخوشهٔ عمر جاودان چیده
آبروی خدایگانی توخاک آدم به بیع بخریده
ابر عدلت که عافیت مطرستسایه بر کاینات پوشیده
فتنه از بیم بخت بیدارتشب فترت به خواب نادیده
گوش چرخ از صدای نوبت توجز نوای نفاذ نشنیده
آفرینش به چشم همت توالتفات نظر نهارزیده
خصم در مجلس تو مسخرهوارگردن از کاج در ندزدیده
رایت از هرچه نام هستی یافتدادن دین و داد بگزیده
به سر تیغ ملک بگرفتهبه سر تازیانه بخشیده