شمارهٔ ۳۷۷ - لغز به اسم سلطان سنجر و بیان آنکه عدد نام سنجر با پیغمبران مرسل یکیست
ای خردمند اگر گوش سوی من داریقطعهای بر تو بخوانم که عجب مانی از آن
در جهانداری و فرماندهی خلق خدایبر سزاواری سلطان بنمایم برهان
سیصد و سیزده پیغمبر مرسل بودندکه فرستاده به هر وقت یکی را یزدان
نام سلطان به جمل چون عدد ایشانستپس بود قاعدهٔ نظم جهان چون ایشان
فر او هرکه ببیند دهد انصاف که اوپادشاهیست به حق بر همه معمور جهان
گر ترا شبهت و شکیست در این دانی چهشبهت و شک ترا حل نکند جز قرآن
شو اولیالامر بخوان پس عدد آن بشناسبه حساب جمل و مبلغ آن نیک بدان
تا بود راست حسابش چو حساب سنجرچون که واوی که نه مقروست کنی زو نقصان
گر کسی گوید ما صد همه سنجر نامیمگویمش نینی منک چو اوئلوالامر بخوان
زانکه منکم ز شما باشد از روی لغتباز از روی حساب ار تو بدانی سلطان
پس یقین شد که پس از باری و پیغمبر حقنرسد بر همه آفاق جز او را فرمان
ای سه قرن از مدد عدل تو و رحمت حقبوده سکان زمین بیخبر از دور زمان
ای به حق سایهٔ آن کس که ترا حافظ اوستتا بود سایهٔ خورشید در آن حفظ بمان