شمارهٔ ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده است
گیتی به سر سنان گشادیمپس از سر تازیانه دادیم
ملک همه خسروان گرفتیمسد همه دشمنان گشادیم
بنیاد جهان اگر کهن بوداز عدل جهان نو نهادیم
قایم به وجود ماست گیتیبس آتش و آب و خاک و بادیم
شادند به عدل ما جهانیما لاجرم از زمانه شادیم
تا ظن نبری که ما به شاهیامروز به تازگی فتادیم
کز مادر خویش روز اولشایستهٔ تخت و تاج زادیم
سنجر که جهان سراسر او داشتاز ماست و ما از آن نژادیم
مسمار سه ملک برکشیدیمجایی که دو دم بایستادیم
گر عادل و راد بود سنجرشکرست که عادلیم و رادیم
بیداد و ستم نیاید از ماکاخر پسران میردادیم