شمارهٔ ۳۲۹ - ستایش ملکالشعرا ارشدالدین
هیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوشمن چه شربتهای آب زندگانی خوردهام
آن ندانم تا تو چون پروردهای آن قطعه رااین همی دانم که من زان قطعه جان پروردهام
گرچه ایمانم بدان خاطر قوی بوده است و هستراستی به دوش ایمانی دگر آوردهام
تا تو تعیین کردهای یعنی که شعر تست شعرپارهای بر گفتهٔ خود اعتمادی کردهام
نام من گسترده شد یکبارگی از نظم توای مزید آورده بر نامی که من گستردهام