شمارهٔ ۳۲۷ - التماس انعام
ای ترا آفتاب حاجب بارحشمتت را ستارگان در خیل
چرخ جاه ترا معالی برجبحر جود ترا مکارم سیل
بوده در وقت فطرت عالمگوهرت را وجود جمله طفیل
شرر شعلهٔ سیاست تستاز سهاء سپهر تا به سهیل
سدرهٔ ساحت تو منبع امنخانهٔ دشمن تو معدن ویل
خرمن جود تو نپیمایدگر قضا از سپهر سازد کیل
بنده گستاخیی نخواهد کردگر ترا سوی عفو باشد میل
هیچ دانی که یاد هست امروزرای عالیت را کلام اللیل