گنج

شمارهٔ ۲۹۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یش۴ بیت
دوش دور از تو ای مدبر عقلنه به تدبیر عقل دوراندیش
پیشت از گونه گونه بی‌نفسیکه نگون باد نفس کافرکیش
کرده‌ام آنکه یاد آن امروزمی‌کند جانم از خجالت ریش
هیچ دانی چگونه خواهم گفتعذر می خوردگی و مستی خویش