گنج

شمارهٔ ۲۸۹ - در تقاضا

ای به اقلیم کبریای تو درآسمان شحنه آفتاب عسس
چند گویی چه خورده‌ای به وثاقتو بدانی اگر نداند کس
چه خورم خون پنج و شش روزاننپزد مطبخم جز که هوس
به خدایی که مجمل روزیبه تفاصیل او رساند و بس
که زمین و هوای خانهٔ مننه همی مور بیند و نه مگس
هین که اسباب زندگیم امروزهیچ معلوم نیست جز که نفس