گنج

شمارهٔ ۲۷۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ر۴ بیت
با یکی مزاح و دو خنیاگر و سه تا حریفدوش نزدیک من آمد آن پسر وقت سحر
پیشش آوردم شراب لعل چون چشم خروسنزدش آوردم کمر بند مرصع از گهر
آن حریفان و ندیمانش به من کردند رویکای بلاغت را بلاغ و وی بصارت را بصر
چون دهان نبود مر او را در کجا ریزد شرابچون میان نبود مر او را در کجا بندد کمر