گنج

شمارهٔ ۲۶۸ - از ممدوح التماس کفش به معما کرده است

ای مستفاد لطف تو اقبال آسمانوی مستعار جود تو آثار روزگار
انوار آن ز سایهٔ جود تو مستفادو آثار این ز عادت خوب تو مستعار
دوش از حساب هندو جمل بندهٔ ترابیتی دو شعر گفته شد از روی اختصار
مال چهار بنگر و جذرش بروفزایپس ضرب کن تمامت این مال درچهار
اینک دوحرف گفته شد اندر دو نیم‌بیتچون رای تو متین و چو حزم تو استوار
یک حرف دیگرست که بی‌آن تمام نیستمعنی آن دو خواه نهان خواه آشکار
مجموع این حساب همین هر دو حرف راستچون در سه ضرب شد شود این کار چون نگار
این است التماسش و گر ناروا بوداز تو روا ندارد هم تو روا مدار