شمارهٔ ۲۴۱ - در وصف بنا و مدح میر عمید
کرد عالی بنای این مجدوداختر سعد و طالع مسعود
از برای نزول میر عمیدصدر دنیا ضیاء دین مودود
آنکه حکمش دهد ز روی نفاذآتش و آب را نزول وصعود
به تفکر رسد به سر فلکبه تجسس رسد به وهم حسود
دل او برده بارنامهٔ بحرکف او کرده کارنامهٔ جود
هست فرمانش رهنمای قضاهست احسانش نقش بند وجود
نیست بر رای او غلط ممکننیست از عقل کل خطا معهود
ای ز حزم تو در حوالی ملکدولت و فتنه در قیام و قعود
وی ز عدل تو در نواحی دهرجور و انصاف در صدور و ورود
پیش ذهن تو غیب برده رکوعپیش کلک تو کرده وحی سجود
به کمال خدای گر به جز اویهست کاملتر از تو یک موجود
تا که افلاک را در این حرکتنیست کون و فساد کس مقصود
باد عمر تو درحصول مرادهمچو دوران چرخ نامعدود