گنج

شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند

گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگهر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند
روزگار بی‌نوایی وصل را هجران دهداتفاق تنگ دستی دوست را دشمن کند
صعب و تاریکست دوراز وصل تو شبهای منشمعها باید که این تاریک را روشن کند
پاره‌ای ازاعتقاد خویش نزد من فرستتاشبم را روشن و این حجره را گلشن کند
ورنه فراش سرای مکرمت را نصب کنتا دو دانگی در وجوه یک منی روغن کند