گنج

شمارهٔ ۱۵۲ - در عذر

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازافتد۵ بیت
تو آن کریمی کز التفات خاطر تونیاز تا به ابد در نعیم و ناز افتد
خرد سزای تو نا معنییی به دست آردهزار سال در اندیشهٔ دراز افتد
به بیست بیت مدیح تو در کرم بینیچنان فتد که به اصلاح آن نیاز افتد
عجب مدار که اندر سرای عالم کونگهی نشیب فتد کار و گه فراز افتد
ز حرص مدح تو باشد که از درخت سخنلطیفه‌ای مثلا نیم پخته باز افتد