شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر
صاحبا رای رفیعت که به معیار خردهست پیوسته چو میزان فلک حادثهسنج
پیش شطرنجی تدبیر چو بر نطع اموراز پی نظم جهان کرد بساط شطرنج
چرخ را اسب و رخی طرح کند در تدبیرفتنه را بر در شه مات نشاند بیرنج
باز چون دست به شطرنج تفرج یازیای ز دست تو طمع رقصکنان بر سر گنج
شاه شطرنج که در وقت ضرورت ستده استبارها خانهٔ فرزین و پیاده به سپنج
چون ببیند که ترا دست بود بر سر اوهم در آن معرکه با پیل کند نوبت پنج