رباعیات
شمارهٔ ۱خواهم همه را کور ز عشق رویتشمارهٔ ۲ای شاه، بهار دشمنانت دی بادشمارهٔ ۳تا دیده بر آن عارض گلگون افتادشمارهٔ ۴نه دل ز تمنای تو در برگنجدشمارهٔ ۵تا زلف تو کفر را خریداری کردشمارهٔ ۶آن سبزه که از عارض او خاسته شدشمارهٔ ۷هر دیده که عاشقست خوابش مدهیدشمارهٔ ۸تا بود همیشه خون روان بود از دلشمارهٔ ۹از واقعهٔ روز پسین میترسمشمارهٔ ۱۰چون نعرهزنان قصد به کوی تو کنمشمارهٔ ۱۱نوری ز جمال خود به روزن فگنمشمارهٔ ۱۲خط تو، که چون مشک شد از خامهٔ حسنشمارهٔ ۱۳مردان سازند جای در خانهٔ زینشمارهٔ ۱۴رفتیم ز خدمت تو، دل خون کردهشمارهٔ ۱۵با یارم اگر نیست ره دیداریشمارهٔ ۱۶نه در ره اقرار قراری داریشمارهٔ ۱۷ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنیشمارهٔ ۱۸یک دم نشود که دردم افزون نکنی