شمارهٔ ۸۰
جهان، جان فشاند چو روی تو بیندنه روی تو، گر خاک کوی تو بیند
نبیند صبا رنگ گل با رخ تووگر نیز بیند، به روی تو بیند
سمنزار جان چون سحر خوش بخنددچو خورشید گلرنگ خوی تو بیند
دل و دیده را دایم این کار باشدکه سوی تو پوید به سوی تو بیند
مبیناد رویت اثیر ار نه چشمشدو عالم به یک تار موی تو بیند