گنج

شمارهٔ ۷۰

وصل شک نیست که در می‌بایدوز میان هجر بدر می‌باید
نظر ناگذرانست به دوستلیک از بخت نظر می‌باید
خدمتی جان برِ او بردم گفتبه از این نقد دگر می‌باید
اگر از وصل سخن میگوییسخن اینست که زر می‌باید
دل مرا بر سر این گفت مترسپایمزدت منم ار می‌باید
بس به رونق سر و کاری‌ست اثیرطنز ناساز تو در می‌باید