گنج

شمارهٔ ۱۶۵

ای عهد تو جمله نانمازیمهر تو چو صبر من مجازی
در پای هزار محنت افکندعشق تو مرا، بدست بازی
از زلف تو وام گرد گوئیشبهای فراق من، درازی
یک موی نمی سزد، که تا فرقاز محنت من پزیر بازی
زلف تو برآمد، آسمان گفتهندوی تو من، به ترکتازی