شمارهٔ ۱۵۷
گره مشک، بر سمن چه زنی؟لشگر زنگ، بر ختن چه زنی؟
چون ز لعل تو، بوسهای طلبمبر شکر لؤلؤ عدن چه زنی؟
صد گریبان دریده است از توچاک، بر طرف پیرهن چه زنی؟
چون تو گوئی، که جان نفس نزنممن چه گویم، که بوسه تن چه زنی؟
بر لب اوست خط اجرهی تودست بر زلف پرشکن چه زنی؟
عاشقی ای اثیر و یارت اوستهمه دانند لا و لن چه زنی؟