شمارهٔ ۸۵ - مدح سید فخرالدین عربشاه
ماولی پرور عدو کاهیمتاج بخش عجم عربشاهیم
آسمان آن دهد که ما جوئیمروزگار آن کند که ما خواهیم
در سماع آمده است کوش صدفتا به صیت کرم در افواهیم
ز سبل فارغ است دیده چرختا بگوهر جمال اشباهیم
رونق صف آفرینش راتیغ خورشید و درقه ماهیم
مصطفی ص جد و مرتضی پدریمزان فلک بنده و جهان داهیم
درة العقد این سپه شکنیمقرة العین آن شهنشاهیم
گرچه دشمن زر تُنک مایه استما خلاص عیار آن کاهیم
فال را بر زبان دوست زنیمرغم را در دل عدو آهیم
خاتم ملک را بماست فروغکه ز رفعت کمینه درگاهیم
رشته پای بند سلطنتیمکوری خصم دانه یکتاهیم
نگسلد چرخ پیرمان از بیخکه دو شاخیم و هر دو بر ماهیم
تا کند عدل پای رفق درازز آنچه ظلم است دست کوتاهیم
در ضمیر شب ازل سری استگفت آن را دم سحرگاهیم
فتنه گر خرمنی زند چو قمرآتش و باد و دانه و کاهیم
به سخن رخت عیب جسته زبیمکه رصد دار آن سر راهیم
بار آخسیکتی بضاعت ماستکه از آن سود و مایه آگاهیم
در جهان جلال چون خورشیدمدد سال و مادت ماهیم
ملک را آبروی باد از ماکه به تیغ آن زهاب را چاهیم
به هلال ار فروتنی بخشیمقیمت اختران نمی گاهیم