گنج

شمارهٔ ۱۴ - مدح عماد الدین محمد

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ب۳۲ بیت
ای سالکان راه هوای تو در طلبوی ساکنان کوی رضای تو در طرب
هم باده های ناب وصال تو بی غرضهم زخم های تیغ فراق تو بی سبب
در سور عشرت تو خوش استاد، کان چو صبحدر سوک غیرت تو سیه جا مکان چو شب
در گوشه بساط تو از بی بضاعتانبا خوش حریف وصل دو کون است یک ندب
دُردی کش خرد را در مجلس غمتجانی است بر لب آمده زان جام تابلب
روشندلان صیقل دردت چو ذوالفقاروارسته ز احتساب سر درة ادب
گاه از قدم توان شده چون خاک در نباتگاهی بسر دوان شده چون آب در طلب
ای چون رجب اصم شده بشنو بکوش هوشیک ره ندای عیش رحیاً کی تری عجب
در گنج بیخودی کش رخت دل ارهمیخلعت گهت بیاید بی زحمت و تعب
اول قدم سر از عرب و ز عجم بکشپس بر بساط هر دو طرف نه پی نسب
در گوش، گوشوار انا مفخر العجمبر دوش، طیلسان انا سید العرب
خواهی که دیده ی خردت خرده بین شودرو خاک آستانه صدر اجل طلب
عالی عماد دین خدا آن محمدیکز فخر او به چرخ در آمد سر لقب
صدریکه روزگار به جاهش برد حسدبدری که آفتاب زرایش برد حسب
ز آسایش جلالش بر چار سوی دینصد دزد بدعت است سر اندرزه قنب
خورشید وار عدلش چون تیغ بر کشیدببرید دست ظلم مه از دامن قصب
روی بهی برنگ چو روی حسود اوستزین رنگ بی سبل نبود دیده عنب
ذاتی است آن ندانم در حیز جهتبا عالمی فضایل موروث و مکتسب
یک مهره نامده است برون مثل این جواناز زیر هفت حقه این پیر بوالعجب
ای گلبن خلاف تو سر تا بپای خاروای نخل طلعت تو گران تا گران رطب
ذهن تو در دو کام که زد بر بساط کشفنوحی غریق دید و مسیحی گرفته تب
اندیشه خلاف تو احساس مرد راچون استخوان به بندد در منفذ عصب
ذات تو گوهر آمد در قلزم وجودحلم تو لنگر آمد بر کشتی غضب
صدرا، روا مدار که در عهد درس توبوالقاسمی خریطه کشد پیش بو لهب
دست طلب دراز کن ای موسی سخاتا اژدهای نطق پدید آید از خشب
در رشته کرده ام به بنان بیان فکراین عقد چون ثریا پر در منتخب
بر گردن جلال تو بستم که اصل اورشحیست زان سحاب و نسیمی است زان مهب
گر یک نظر کنی بسخاوت چو آفتابزود از گزین نهال بگردون رسد شعب
تا دست باغبان کن از بوستان کانگه دسته گل آرد و گه پشته حطب
هرکت نداردی گل بستان شرع دوستحالش چو حال شاخ حطب باد در لهب
فارغ هلال عمر تو از ورطه محاقآزاد بدر قدر تو از عقده ی ذنب
میمون رسیده مقدم عید نو چون براتمقبول گشته طاعت شعبانت چون رجب