شمارهٔ ۸۱۸
چند بود دمبدم چشم تو خونریز تریا نظر رحمتی یا نگهی تیزتر
دل ز خزان غمت پیر شد و همچنانلعل تو سیراب تر نخل تو نو خیزتر
روی تو از گل بود تازه تر ای نوبهارخط تو از سنبل است غالیه آمیزتر
زآب حیات لبت سبزه خط بردمیدلعل دلاویز تو گشت دلاویزتر
اهلی اگر گلرخان در پی خونریزی انددیده گستاخ تست از همه خونریزتر