شمارهٔ ۷۱۱
فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشیدفیروزه ما بود که هرگز ندرخشید
چشم همه بر راه تو بازاست و تو از نازیکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید
هرچند که دوری ز نظر یاد وصالتهرگز نظری از دل ما دور نگردید
بی داغ محبت نتوان رفت ز عالمخوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید
جان بنده خلق خوش ساقی است که هرگزاز بی ادبی های من مست نرنجید
اهلی رسی از عشق مجازی به حقیقتگر یار به تحقیق شناسی نه بتقلید