گنج

شمارهٔ ۶۸۸

گر آه کشم آن سگ کویم بسر آیدکز آه من سوخته بوی جگر آید
از ضعف چنانم که اگر ناله کشد دلبیهوش شوم تا نفسی چند بر آید
دایم برهت پیش صبا دیده گشایمباشد که دمی گردی از آن رهگذر آید
از درد تو چون ناله کنم خلق بگریندهر ناله که از درد بود کار گر آید
جایی که کشی تیغ پی قتل محباناهلی اگرش ره بود اینجا بسر آید