گنج

شمارهٔ ۶۷۴

شمع من همنفست گر دگری خواهد بودنفس گرم مرا هم اثری خواهد بود
ایکه دزدیده ز من باد گران می نوشیهیچ پنهان نشود هر خبری خواهد بود
به هوس میرم اگر قد تو چون نخل روانپیش تابوت من او را گذری خواهد بود
ایکه از گوشه چشمم نگری میدانمکه بحال منت آخر نظری خواهد بود
گر ترا بادگری میل بود جان کسیاهلی آن نیست که یار دگری خواهد بود