شمارهٔ ۶۳۳
در ره دوست که باشد؟ که جفایی نکشدکیست کز رهگذر عمر بلایی نکشد
کی گشاید دل من تا ز میان چو تویینگشاید کمر و بند قبایی نکشد
تشنه وصل تو ای چشمه خضریم ولیتا نصیبی نبود کار بجایی نکشد
ایکه آسوده دلی بر دل ما نیش مزنکه جفایی نکند کس که سزایی نکشد
اهلی گمشده در راه تو ای کعبه دلچکند گر نزند گامی و پایی نکشد