شمارهٔ ۵۴
کوی تو که من از همه کس واپسم آنجامعراج مراد است کجا می رسم آنجا
هر کس سخن همنفسی پیش تو گویدازمن که کند یاد که من بی کسم آنجا
در گلشن کوی تو من خار چه ارزمآتش به من انداز که خار و خسم آنجا
آه از ستم بخت که در کوی محبتبیش از همه ام وز همه کس واپسم آنجا
اهلی سگ آن در چه کند پاس رقیبانحاجت به سگان هم نبود من بسم آنجا