گنج

شمارهٔ ۴۵۲

یاران چه شد که پرسش یاری نمیکندبر دردمند خویش گذاری نمیکنند
از غصه بر کنار و چو گل در کنار همبرما نظر ز گوشه کناری نمیکنند
مارا بسوخت یاد حریفان و این گروهیادی ز حال سوخته باری نمیکنند
مردیم از انتظار و رفیقان بیوفاآخر گذار هم بمزاری نمیکنند
اهلی ترا بناله که فریاد رس شود؟کاین ناله های سرد تو کاری نمیکنند