شمارهٔ ۳۳
از که نالم که فغان از دل ریش است مراهر بلایی که بود از دل خویش است مرا
شربت وصل تو بی زخم فراقی نبودلذت نوش پس از تلخی نیش است مرا
من که بیگانهام از خویش و محبت سوزمچه غم از محنت بیگانه و خویش است مرا
مگرم کعبه امید پس از مرگ دهندکاین ره دور و درازی است که پیش است مرا
گر دل از زخم جفای تو شود ریش چه غممرحمتهای غمت مرهم ریش است مرا
گر چه خوبان به من خسته جفا کم نکنندشکر ایزد که وفا از همه بیش است مرا
سجدهی روی نکو اهلی اگر بد کیشی استبت پرستم چه غم از ملت و کیش است مرا