گنج

شمارهٔ ۳۰

کوثر کجا و لعل روان‌بخش او کجاسرچشمه حیات کجا آب جو کجا
هر کو نشد چو لاله جگر‌خون از آن غزالاز وادی محبت او یافت بو کجا
سودای آن پری منه ای دل ز فکر خامدیوانه‌ای مگر، تو کجایی و او کجا
گر روی زرد ما نکند آب دیده ترما را میان خلق بود آب رو کجا
من گندم بهشت به یک جو نمی‌خرمسیمرغ من به دانه سر آرد فرو کجا
مستم ز خون دیده و ساغر به غیر دهدریا‌کشان کجا می جام و سبو کجا
اهلی ز گفتگوی بتان بس نمی‌کنیآخر ببین که می‌کشد این گفت‌وگو کجا