گنج

شمارهٔ ۱۱۰۰

از بسکه پیش روی بتان سجدها کنمشرم آیدم که روی دعا با خدا کنم
اکنون که دین نماند بتان گر جفا کنندباری به بت پرستی خود من وفا کنم
من از دو کون دامن یاری گرفته امدیوانگی بود اگر آنهم رها کنم
نامردمی است داد ز زخم کسی زدناینک بیک مشاهده او دوا کنم
اهلی گواه مهر و محبت همین بسستگر خون من بریزد من صد دعا کنم