گنج

شمارهٔ ۱

ای حیرت صفات تو بند زبان ماانگشت حیرت است زبان در دهان ما
جان می‌دهد نشان که تو در دل نشسته‌ایزان دلنشین بود سخن دل نشان ما
ما ذره‌ایم و ذات تو خورشید قدر و شأنبا قدر و شأن او چه بود قدر و شأن ما
خود را چه نام ذره نهد پیش آفتابمحوست با وجود تو نام و نشان ما
ما در گمان کمیم مگر برق رحمتتنور یقین دهد به چراغ گمان ما
هر ذره‌ای ز صنع تو خورشید عالم استصنع تو را چه حاجت شرح و بیان ما
دارد امید اهلی دستان سرای توکز یاد دوستان نرود داستان ما