گنج

بخش ۷۷ - پادشاهی زاماسپ

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۴ بیت
نشاندند زاماسب را بر بگاهکه او بد برادر به پیروز شاه
همی داشت کشور به آیین و دادازو موبدان شاه و او نیز شاد
وزین رو قباد آن دل فروز مردبه زندان همی زیست با رنج و درد
یکی خواهرش بد چو تابنده ماهبه دز در همی رفت نزدیک شاه
به زندان همی بود او را زوارهمی برد بهرش می خوش گوار
نگهبان دز هم از آن خوب رویبه دل اندر آمد یکی آرزوی
چنان شیفت زآن ماه عابد فریبکزاو یک زمانش نبودی شکیب
سیوسس که در سیستان بد امیرورا سوخرا خوانده مرد هژیر
به شاه آن چنان دوستی داشتیکه بر یاد او روز بگذاشتی
چو بشنید کو را نمودند بندسوی دژ بیامد دمان چون نوند
به همدستی بانوی بانواناز آن دژ رهانید شاه جوان
برفتند با هم سوی خوشنوازسیوسس اباشاه گردن فراز
شه تور دادش همان دخت خویشابا لشکری کش از اندازه بیش
دگر ره بیامد به ایران چو بادبنوی جهان شد به کام قباد