بخش ۶۱ - پادشاهی نرسی
چو برگشت بهرام را روز بختبه نرسی سپرد آن زمان تاج و تخت
ابر جنگ جستن ببست او میانبسی جنگ ها کرد با رومیان
زگالر سپهدار روما دورهشکسته شد آن پادشه را سپه
ولی در سوم بار شاه دلیرسر بخت او اندر آورد زیر
گریزنده شد گالر از پادشاهشکسته شد او را سراسر سپاه
چو قیصر چنین دید بر ساخت کاریکی لشکر آراست بیش از شمار
دگر باره گالر سوی جنگ رفتپذیرفت او را جهان جوی تفت
درین جنگ نرسیس را بر شکستهم لشکرش را بآورد خست
چو نرسیس از گالر آمد ستوهبپیچید ازو روی و شد سوی کوه
همه گنج و خرگاه و فرزند و زنبه تاراج داد آن شه رزم زن
پریشیده چون دید کار سپاهدر آشتی زد به ناچار شاه
سه کشور به قیصر بداد از نیازکه فرزند و زن را بدو داد باز
پس از آشتی شاه بیمار گشتزاندوه و رنج گران درگذشت
تو گفتی همان روز نرسی نبودهمان تخت و دیهیم و کرسی نبود