بخش ۵۸ - پادشاهی اورهرمز پور شاپور
یکی پور بودش چو تابنده شیدکه از دختر مهرک آمد پدید
جهان جوی را نام هرمز بدیبهر کار دانا و گربز بودی
به ملک خراسان بدی حکم دارازو گشت بد دل مگر شهریار
خبر یافت هرمز ازین کم و بیشبه خنجر ببرید پس دست خویش
فرستاد زی شهریار بلنددل شاه گردید ازو دردمند
بدو داد شاپور تاج شهیبپایید لیکن به گاه مهی
چو بعد از پدر اندر آمد به گاهیکی سال و ده روز بد پادشاه
بمرد و به بهرام بسپرد رختورارام سالی سه بد نیکبخت
نخستین ورارام نامش بدیهمه کار گردون به کامش بدی
ولی بعد سه سال و سه ماه بازبه اورنگ شاهی نماند او دراز