بخش ۲۷ - جنگ های داریوش و فتوحات او
در ایام این شاه والاتبارپرآشوب شد گیتی از هر کنار
چو شد پادشاهی برین شاه راستزهر کشور آوای بدخواه خواست
زیونان و از بابل و میدیازاسکیت و اهواز و ارمینیا
ز مصر وز اهواز و از باخترهم از مدیه و پارسا سر به سر
ز ارکوشیا تا لب زنده رودسپه بود آکنده چون تار و پود
به هر جنگ پیروز شد شاه گودرخشان شدش نام چون ماه نو
اوروتوس را کشت در لیدیاکه او بود ارجاسب شاه کیا
همان سرخه کو بود شاه تتارزجانش برآورد دارا دمار
به سیتا که خوانندشان بی درفشهمه روز روشن نمود او بنفش
به مصر اندرون کشت کاموس پیرکه کابیشه خواند ورا تیزویر
به بابل تبه کرد ارکوش راگرفت آن گماتای ماکوش را
نبشته است در بیستون نام خودهمه داستان های ایام خود
که آوردها کرد بیش از شماربه بند اندر آورد ده شهریار
نگاریده آن پیکران را همهبه زنجیرشان بسته همچون رمه
به گاهی که رفت او به مکدونیاشد اسکندر نامور را نیا
نخستین سکندر از او شد پدیدچو مادرش رخسار دارا بدید
زن پور هرقل بدو شد قرینکه یونانیان را بد آیین چنین
کتایون مگر نام مکدونیاستکه گوید به شهنامه نام کیاست
زهی فر فرخ فر اسفندیارکه اسکندر آمد ازو یادگار
فسانهای داراب و گشتاسب شاهجز این نیست و گشته بهم اشتباه