گنج

بخش ۲۳ - کشتن دمور سیروس را

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۲ بیت
وز آن روی سیروس در باخترتبه گشت بر دست قوم تتر
زنی کش تومیریس گفتند نامبه کین پسر بد بسی تلخ کام
که شاهش به آوردگه کشته بودازین رو به خون دل آغشته بود
چو بشنید کان شاه والاتباریکی گوشه بگزیده در نوبهار
سپه گرد کرد و یلان را بخواندسوی کشور بلخ لشکر براند
برید آن سر شاه یزدان پرستهمه باختر کرد چون خاک پست
یک تشت بنهاد پرخون برشبه خون اندر افکند روشن سرش
دمورش به شهنامه خواند است و بسسیاوس جز این شه نبود است کس
همانا که گرسیوز این جنگ بودکه پنداشتندش دلیری عنود
همانا رزم ارجاسب کامد به بلخازو روز لهراسب شد تار و تلخ
مگر کشتن شاه آزاده بودکه از تخم آکمین لرزاده بود
خوشا وقت آن شهریار گزینکه از آتنه تاخت تا هند و چین