بخش ۲۰ - شاهنشاهی سیروس اعظم
چو نامه به سیروس فرخ رسیدسپاهی سوی اکبتان برکشید
به یک حمله کرد اژدها را اسیرسپاه مدی شد زآورد سیر
نیا را به استرخ در جای دادشب و روز او را همی داشت شاد
کی آرش که بد نامور خال شهبه هر کار می جست اقبال شه
گرفت آن گهی دختر اسپتامکه خواندند خود اسپنویش بنام