بخش ۱۴ - پادشاهی توس
پس آنگه مغان انجمن ساختندیکی شاه بر تخت بنشاختند
شه نوذران کش بدی نام توسهریدوت داناش خواند دیوس
بیامد به تخت مهی برنشستشهی بود با داد و دانش پرست
بر آراست آن کاویایی درفشاباکوس و پیلان و زرینه کفش
همه برج ها کرده بد سرخ و زردچو زرین و سیمین و هم لاجورد
که روشن روان بود و بیدار بودبه داد و به دانش سزاوار بود
بیاورد از بلخ آتشکدهنگه داشت آیین جشن سده
ز شهر دیاکو یکی دخت خواستچو کار بزرگی بر او گشت راست
پدید آمد از وی فریبرز رادکه خواند فراورتسش هیرداد
بگاه مهی شد یکی شاه نوگمانم که بد او سیاوخش کو
خوشا گاه فرخ تیوس بزرگکه بامیش خوردی همی آب گرگ