گنج

شمارهٔ ۳ - سرود شادی

وزن: مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن۲۲ بیت
در طرب آئید مهان مجلس ملی شده بازسینه سینای جهان طور تجلی شده باز
بیایید بیایید که انده سپری شدصف باغ و صف راغ پر از حور و پری شد
یارب این مجلس ما خوب شودشه به چشم همه محبوب شود
بگویید بگویید خلق چاره نمایاددل دشمن بدخواه خدا پاره نمایاد
مجلس ما تازه شده، مست به خمیازه شدهکار به شیرازه شد شهر پر آوازه شده
بیارید بیارید زر از کان سیاسینگارید نگارید قوانین اساسی
آمده مشروطه ز ره در به رخش باز کنیدپیش وی از عفو گنه طرح سخن ساز کنید
نوازید نوازید که مهمان عزیز استبیایید بیایید که در فکر گریز است
تار مشروطه به مویی بند استترک شوریده به هویی بند است
ببینید بینید وکیلان به کجایندبخواهید بخواهید که یکبار بیایند
جام عدالت همه شب نوش کن ار معتقدیگر تو نیایی به طرب می نخوری مستبدی
بنوشید بنوشید که می صاف و رقیق استبجوشید بجوشید که همرنگ عقیق است
هر که جام از بط مشروطه زنددر شط علم و ادب غوطه زند
از کف جبریل رسد ساغر آزادی ماصورسرافیل دهد مژده آبادی ما
بریزید بریزید ازین باده پرشورکه شد چشم عزازیل ز گلزار ارم دور
کار دشوار بسی سهل شدهیار نااهل عجب اهل شده
جیش سپهدار عجم از ره قزوین رسداماهچه چتر و علم بر مه و پروین رسدا
بنازید بنازید به اقبال سپاهشببازید ببازید دل اندر سر راهش
شادمان باد سپهدار وطنجاودان باد نگهدار وطن
رو سپهدار بگو از غم و تیمار وطنزآنکه طبیبی است نکو بر سر بیمار وطن
ببوسید ببوسید سم و نعل سمندشدرآرید درآرید دل و جان به کمندش
خواهد او عافیت خلق خداداند او مصلحت شاه و گدا