بخش ۱ - گفتار در ایقاظ و تنبیه غفلتزدگان
زمانی که قفقاز را روس بردز ایرانیان نام و ناموس برد
از آن روز گُردان و شیراوژنانسزد گر بپوشند رخت زنان
از آن روز ایرانیان مردهاندکه سر بر خط غیر بسپردهاند
سران و بزرگان این بوم و برنشستند با دلبر سیمبر
همه با گوزنان و گوران به دشتخرامند در گردش و بازگشت
به سر گُل فشاندند بر جای خودبه کف سرخ می جای تیغ کبود
سپاهی که آوای زرینه کوسندانسته از بانگ جغد و خروس
سپاهی که هفتاد و هشتاد سالنه با شیر کوشیده نه با شکال
نه یاران خون دیده مانند میغنه گوشش شنیده چکاچاک تیغ
اگر شیر نر پیش روباه روستن از بید سازد رخ از سندروس