گنج

شمارهٔ ۸۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انشد۲ بیت
حکایت من و این کدخدا در این سامانبگویم ار چه دل از گفتنش پریشان شد
نظیر قصه آن شاهباز سلطانی استکه در خرابه به مهمان سرای بومان شد