گنج

شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده است

قافیه: اغرفت۵ بیت
بیچاره آدمی که گرفتار عقل شدخوش آن کسی که کره خر آمد الاغ رفت
ای باغبان منال ز رنج دی و خزانبنشین به جای و فاتحه برخوان که باغ رفت
ای پاسبان مخسب که در غارت سرایدزد دغل به خانهٔ تو با چراغ رفت
ای دهخدا عراق و ری و طوس هم نماندچون بانه رفت و سقز و ساوجبلاغ رفت
یاران حذر کنید که در بوستان عدلامروز جوقه جوقه بسی بوم و زاغ رفت