گنج

شمارهٔ ۲۳ - قطعه

مثل زنند خری را که زیر بار گرانز پا فتاد و از او خر خدای ناراضیست
حکایت من و دیوان داد و داد رئیسنظیر آن شد و ایزد میان ما قاضیست
مرا تاسف ماضی بود به مستقبلتو شاد باش که مستقبلت به از ماضیست