شمارهٔ ۱۲۹
گر آسمان به دلم صد کوه بار کنداز نوک خامه خود فرهاد کوهکنم
از روزگار سیه خار است در جگرموز نام فرخ شه شهد است در دهنم
گر بخت یار شود کار استوار شوداین شهد را به مزم و آن خار را بکنم
هر جا که بارگهی است خورشید بارگهمهر جا که انجمنی است سالار انجمنم