گنج

شمارهٔ ۱۱۹

قافیه: نباشم۷ بیت
پیش آن صاحب فرخنده بنالم به از آنکخاضع امر فلان بنده بهمان باشم
صدر دیوان وزارت اگرم بپذیرددر اقالیم سخن صاحب دیوان باشم
ای خداوند خود انصاف بده شایسته استکه من اینسان بغم دهر گروگان باشم
با چنین عزت و شأن و شرف و استغنادر پی رزق جدا از شرف و شأن باشم
چارصد تومان افزون بکفم مانده براتدرم از بهر درم خسته پی نان باشم
وام خواهم ندهد ریش و گریبان از دستزین سبب دست به سر سر به گریبان باشم
یا بدر این ورق شوم و یا وجهش راکن حوالت که دو روزی به تو مهمان باشم