گنج

شمارهٔ ۱۱۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یع۱۳ بیت
ایا خجسته دبیری که کلک مشکینتسواد مقله بن مقله گشت در توقیع
رهین طبع بلیغت فرزدق است و جریرغلام کلک رشیقت حریری است و بدیع
رفیعتر ز تو در روزگار نشناسمکه هم برتبه رفیعی و هم بنام رفیع
مرا که گوش ز گفتار ناکسان کر بودشده است درگه اصغای گفته تو سمیع
خلیل احمد ای کاش زنده بود امروزز فکرت تو بیاموخت صنعت تقطیع
تو را عروضی و شاعر همی توان گفتننه آن کسی که نداند مدید را ز سریع
نسیم خوی تو در مرغزار فضل و هنرهمان کند که به بستان نسیم فصل ربیع
ازین سپس به بهشتت همی کنم تعبیرکه هم بطبع لطیفی و هم به قلب وسیع
ایا سپهر فصاحت ایا جهان کمالکه علم و فضل و هنر خاصه تو شد به جمیع
بدین دو بیت برای بروز مهر درونبر آمدم به مقام جسارت و تصدیع
چو بالبداهه سرودم روا مدار که خصمز عیب جوئی بر شعر من کند تقریع
به بنده وعده الماس کرده بودی و کردتسامح تو به کامم شراب سم نقیع
روا مدار که من بنده در جهان گردمشهید غصه الماس چون شهید بقیع