شمارهٔ ۲۳
جهان مانا همه سمراد باشدتهی از پایه و بنیاد باشد
همه مردم نژاد نیرو نودندهمه گفتارهاشان باد باشد
چو با دوشیزه هستی شدی جفتهمان اندیشه ات داماد باشد
اگر خود شادمانی راست بودیچرا یک تن نه بینی شاد باشد
بداند آن درخشان پرتوی کوز بند نیرنود آزاد باشد
که نه مردم بود نه گفت و نه کارنه ویرانست و نه آباد باشد
چو نیکو بنگری کار جهانراهمان سمراد و هم سمراد باشد